تبلیغات
کلید نجات

کلید نجات
النجاه فی الصدق...
قالب وبلاگ
دل را در وادی اضطراب رها کرده بود ، از بقیه کسب تکلیف می کرد

گویا توان تصمیم گیری نداشت .به دنبال راه حل درهر منزلی توقف و دق الباب می کرد

آخر به منزلی رسید که برای هر سؤالی و مشکلی ،جواب و راه حلی داشت
 
شبی پر از هیاهو و اضطراب بود آخر فردا با همه راه حل هایش باید می رفت تا برایش تصمیم بگیرند(دادگاه)

صبح با تمام سند های دروغینی که ساخته بود وارد دادگاه شد اما

با تمام مدارکی که به نفعش بود رأی به ضررش صادر شد

بیرون که آمد دنیا را به هم ریخت،کلی حرف که فلان قاضی........

فردا که دیدمش گفتم : می دانی مشکلت چیست؟

سیّد،خشت اول که معمار بنهاد کج.......

دروغ گفتی سیّد نباید می گفتی، به جای تکیه به خدا و جدت رسول خدا(ص)

به بنده خدا تکیه کردی ؟  چه طور تونستی ؟

تا یاد نگیری به خودش اعتماد کنی و همین طوربرای کارهایت دروغ بگی

فکر کنم به جایی نرسی .

خداحافظی کردم و......


 

قالَ الإمامٌ عَلیٌّ(عَلَیه السَّلام):

اَلصَّادِقُ عَلَی شَرَفِ مَهوَاةٍ وَ مَهَانَةٍ

انسان راستگو بر بلندی های نجات و بزرگواری است.



دل را که به زمستانی سخت و سرد می سپاری

آمدن بهار را به فراموشی می سپارد.


برچسب ها: صدق، دروغ، راستی، راستگویی، اعتماد،
[ یکشنبه 5 آبان 1392 ] [ 04:45 ب.ظ ] [ تسنیم مبین ] [ نظرات ]
-قلب شیعه مثل قلب ابراهیم است.
پرسید:قلب شیعه ولی الله هم  باید این گونه باشد؟
-کسی که شیعه است باید قلبش شبیه ولی اش باشد.کسی که قلبش مثل ولی پاک  باشد؛محب اوست!
و اگر پاک نباشد و ادعای حب کند؛دروغ می گوید و تا آخر عمر هر چه
عذاب میبیند، کفاره ی این دروغ است....

برچسب ها: عید قربان، شیعه، صدق،
[ چهارشنبه 24 مهر 1392 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]
این بار به سراغ نامه ی 31 نهج البلاغه اومدم؛
نامه 31 ،وصیت مولای عزیزمان(علیه اسلام) به پسر گرانقدرشان امام حسن(ع) است؛نامه ای که به منشور تربیتی اسلام مشهور شده است...
اما بحث ما بر سر صداقت بود؛توی این نامه حضرت در چند مورد به ما کلید های صداقت رو نشون دادن؛
من چند تا از این موارد رو ذکر می کنم اما قبل از اون به یک نکته خیلی مهم که توی این نامه اومده؛دقت کنید:
حتما تا حالا درباره ی امر به معروف و نهی از منکر زیاد شنیدید
مثلا این که "از شریف ترین و مهم ترین واجبات" است و یا این که "واجبات دینی به آن استوار است" و یا این که "اگر آن را ترک کنید؛افراد پست و نالایق بر شما مسلط می شوند و دعاها مستجاب نمیشن" و....
حتما بلافاصله بعد از اون هم این مطلب به گوشتون رسیده که اول باید خودمون عمل کنیم تا بعدا  وقتی به بقیه امر یا نهی می کنیم،تأثیر بذاره...
اما حضرت در این نامه چیز دیگه ای میفرمایند:

وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ أَهْلِهِ، وَأَنْکِرِ الْمُنْکَرَ بِیَدِکَ وَلِسَانِکَ..

به نیکوکاری امر کن تا اهل آن گردی،و به دست و زبانت نا پسندیده را نهی فرما...

یعنی حضرت معتقدند که اگر خودت کار درستی رو انجام نمیدی،انقدر به دیگران بگو تا خودت هم خجالت بکشی،انجام بدی...

اما کلید های حضرت درباره ی صداقت:

فاستخلصت لَكَ مِنْ كُلّ أمْرٍ نخیله،و توخیّت لك جمیله،و صَرَفْت عنك مجهولة،
و رأیت_ حتى عنانى مِنْ أمركَ ما یعنى الوالد الشفیق،


و براى تو از هرچیز، زبده آن را جدا ساختم و نیكویى آن را برایت جستجو كردم و آن را كه شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم و چون به كار تو همانند پدرى مهربان، عنایت داشتم ..

توی این قسمت علاوه بر نکات تربیتی که حضرت اشاره کردن؛یک کلید از صداقت هم وجود داره؛این که:
یکی از شروط روابط صادقانه خیر خواهی  است!

اما کلید بعدی:
توی این قسمت حضرت یک راهکار دادن تا با اون درباره ی صادق بودن روابطمان اطمینان پیدا کنیم:

یَا بُنَیَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِیزَاناً فِیمَا بَیْنَكَ وَ بَیْنَ غَیْرِكَ، فَأَحْبِبْ لِغَیْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ، وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا ،وَ لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ، وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ یُحْسَنَ إِلَیْكَ ،وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیْرِكَ، وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ ،وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ ،وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ یُقَالَ لک،

پسركم! خود را میان خویش و دیگرى میزانى بشمار، پس آنچه براى خود دوست می‏دارى براى جز خود دوست بدار. و آنچه تو را خوش نیاید براى او ناخوش بشمار. و ستم مكن چنانكه دوست ندارى بر تو ستم رود، و نیكى كن چنانكه دوست مى‏دارى به تو نیكى كنند. و آنچه از جز خود زشت می‏دارى براى خود زشت بدان، و از مردم براى خود آن را بپسند كه از خود می‏ پسندى در حق آنان، و مگوى- بدیگران آنچه خوش ندارى شنیدن آن-، و مگو آنچه را ندانى، هر چند اندك بود آنچه میدانى، و مگو آنچه را دوست ندارى به تو گویند.

اگر خودمان را میزان و ترازوی روابطمان قرار دهیم؛صدق اتفاق می افتد!

ادامه در پست بعد..



برچسب ها: نهج البلاغه، نامه31، صدق، امر به معروف، نهی از منکر، صداقت، امام علی(ع)،
[ پنجشنبه 18 مهر 1392 ] [ 12:29 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]
امروز میخوام از خطبه 174نهج البلاغه(ترجمه فیض الاسلام) صحبت کنم؛
در این خطبه حضرت(ع) از غفلت صحبت میکنن...
به  این دلیل انتخابش کردم چون یک نشانه از صداقت توی این خطبه وجود داره:
اما قبل از این که سراغ نشانه  ی صداقت برم؛یک قسمت از خطبه رو براتون میارم؛
توی این قسمت تمثیل فوق العاده ای وجود داره...با دقت بخونید(حتما متن عربی رو هم بخونید
،چیزی که عینا مولا فرمودن؛سعی کنید با متن فارسی تطبیق بدید)
أَیُّهَا الْغَافِلُون غَیْرُ الْمَغْفُولِ عَنْهُمْ !
وَ التَّارِكُونَ وَ الْمَأْخُوذُ مِنْهُمْ‏!
مَا لِی أَرَاكُمْ عَنِ اللَّهِ ذَاهِبِینَ وَ إِلَى غَیْرِهِ رَاغِبِینَ؟!
 كَأَنَّكُمْ نَعَمٌ أَرَاحَ بِهَا سَائِمٌ إِلَى مَرْعًى وَبِیٍّ وَ مَشْرَبٍ دَوِیٍّ
إِنَّمَا هِیَ كَالْمَعْلُوفَةِ لِلْمُدَى
لَا تَعْرِفُ مَا ذَا یُرَادُ بِهَا إِذَا أُحْسِنَ إِلَیْهَا
تَحْسِبُ یَوْمَهَا دَهْرَهَا وَ شِبَعَهَا أَمْرَهَا


 ای کسانی که غافل بوده اما از ایشان غافل نیستند!
و ای کسانی که (بر اثر فریب دنیا اوامر و نواهی خداوند سبحان را )رها کرده (و به زودی دارایی و زینت  و آرایش دنیا و آنچه به آن دل بسته اند)از ایشان خواهند گرفت!
چگونه است که شما را میبینم از  خدا دوری گزیده و رو به غیر او آورده؛دوستی نموده اید؟
شما مانند چهار پایانید که چوپان آنها را به طرف چراگاه آلوده و آّبشخور درد انگیز(نمی دانند آنها را به کجا می برند)
که چون گوسفندی مانند که آنها را به جهت آماده کردن برای کارد ها(سر بریدن)علف می دهند،
نمی دانند چه خیالی برایش دارند که با آن نیکویی کرده،پرورشش می دهند،
روزش را روزگار و کارش را سیر شدن می پندارد....

وقتی خوندمش نتونستم نذارمش ...

اما نشانه ی صداقت که در آخر این خطبه آمده:

أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا



ای مردم!سوگند به خدا من شمارا به هیچ طاعتی وادار نمی کنم مگر آن که پیش از آن خود، عمل کرده ام،و از معصیتی شما را باز نمی دارم جز آن که پیش از آن ،ترک گفته ام.

این جا حضرت امیر (ع) بیان میکنن که حرف و عملشون یکی ست...این هم یکی از نشانه های صداقت:
گفتار و اعمالمان یکی باشد...

برچسب ها: غفلت، تمثیل زیبا، تأمل، صدق، نشانه های صداقت، حضرت علی(ع)،
[ جمعه 12 مهر 1392 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]

أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَیِّدُ لاَِمْرِ آیاتِهِ.

أَلا إِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ.

أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ.

أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَیْنَ یَدَیْهِ.

أَلا إِنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ...


اوست (امام زمان-عج)خبر دهنده شؤون خداوند و مراتب ایمان؛

اوست رشید و رهسپار صراط مستقیم؛

اوست آن کس که امور خلایق را به او واگذار شده است،

اوست آن کس که امامان پیشین به ظهور وی بشارت داده اند.

اوست حجت پایدار خداوند که حجت دیگری بعد از او نیست؛

زیرا نه حقی و نه نوری نیست که در او نباشد..



ای حاضر!
انگار قرار نیست عهد شکنان غدیر  به پایان برسند...
ما این روزها  حضورت را..
آمدنت را ..
فراموش کرده ایم!!
ای نور!
نگذار راه را گم کنیم..
بیا و راهمان را بنما!

برچسب ها: خطبه غدیر، ولیعصر(عج)، امام علی(ع)، صدق، آخرین حجت،
دنبالک ها: متن کامل خطبه غدیر،
[ پنجشنبه 4 مهر 1392 ] [ 05:25 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]
هرکس علی (علیه السلام) را دوست بدارد؛فرشته ای از زیر عرش او را صدا می زند:
ای بنده خدا!
عمل به "فرامین الهی" را از نو آغاز کن؛زیرا خداوند تمام گناهانت را آمرزیده است...


بحار الانوار-جلد 27


برچسب ها: حب، امام علی(ع)، آمرزش، صدق،
[ سه شنبه 2 مهر 1392 ] [ 05:25 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]

مَعاشِرَالنّاسِ!

 أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ؛

الَّذی أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ؛

 ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی.

ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدی)،

یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ.

ای مردم!

صراط مستقیم خداوند،منم!

و شما به رعایت آن مأمور شده اید.

و پس از من،علی!

و سپس فرزندانم؛که از صلب اویند؛امامان و پیشوایان  شمایند.

که خلق را به  راه راست  هدایت می کنند  و پیوسته روی به سوی حق دارند.


پدر جان!

دعا کن!

این روز ها بیراهه زیاد شده...

مبادا شما  را گم کنیم!


برچسب ها: خطبه غدیر، صراط مستقیم، امام علی(ع)، حق، صدق، پدر امت(ص)، کلید نجات،
دنبالک ها: متن کامل خطبه غدیر،
[ شنبه 16 شهریور 1392 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]

مَعاشِرَ النّاسِ!

 إِنَّ إِبْلیسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ،

  فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُكُمْ،

 فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ،

 وَهُوَ صَفْوَةُالله عَزَّوَجَلَّ،

  وَكَیْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ أَعْداءُالله،

ای مردم!

شیطان،به حسادت،آدم را از بهشت،بیرون کرد،

پس مباد که نسبت به علی،حسد ورزید که اعمالتان،یکسره،باطل شود و به لغزش  وانحراف درافتید؛

که آدم  -صفوت الله_تنها به سبب یک معصیت به زمین فرو افتاد؛

پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید.

شما که در میانتان،دشمن خدا نیز هست.


 

پدر جان!

بعد از تو حسادت ریشه کرد در قلب هایشان؛

آن روزها نردبان  آسمانشان را شکستند!

 *

*

اگر آدم تنها به سبب یک معصیت به زمین فرو افتاد؛

این روزها بنی آدم زیاد زمین می افتند.....


برچسب ها: خطبه غدیر، امام علی(ع)، حضرت رسول(ص)، حضرت آدم، حسادت، شیطان، صدق،
دنبالک ها: متن کامل خطبه غدیر،
[ سه شنبه 5 شهریور 1392 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]

هرچه  از تو بیشتر بخوانیم،

بیشتر بگوییم،

بیشتربنویسیم..

بیشتر می فهیم معنای عجز و ناتوانی را...

[http://www.aparat.com/v/YItHR]


برچسب ها: علی(ع)، کلیپ مذهبی، عجز، ماه، مه رو، صدق،
[ یکشنبه 3 شهریور 1392 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]

 

ظهر عاشورا بود...

چشمهایم را که باز کردم، من بودم و یک خانه پر از تنهایی...

صفحات این جعبه جادو را که ورق می زدی پر بود از ظهر عاشورا....

با فشار دکمه قرمز ، چشمهایم را بستم...

میان خواب و بیداری تنگی نفس امانم را برید، چشمانم از حدقه بیرون زد ، عرق سردی بر پیشانیم نشست...

گلویم هردم بیشتر از قبل فشرده می شد ...

زبانم در دهان نمی چرخید....

خدایا!

چگونه نامت را برزبان آورم....

تمام اسم ها و ذکر ها در ذهنم مرور شد ...

اما گلویم فشرده تر می شد...

تصاویر عاشورا، امام حسین(ع) را در ذهنم زنده کرد...

یا امام حسین(ع) پشیمانم... اشتباه می کردم...

به اباالفضل(ع) قسم، مرا دریاب....

 این قسم کار خودش را کرد...

دو دست نیرو مند و توانا مرا از جا کند...

از این زمین پست جدا کرد...

اکنون که ده سال می گذرد به جای افتخار به پوشش های کوتاه و رنگی ...

وبد حجابی غفلت زده ام ...

 افتخارم چادر فاطمه(سلام الله علبها) است...

افتخارم علی (علیه السلام) ، پدرِِ روحانی من است...

ابن منم ،تاج افتخار دوستی خدا ، پیامبر(ص) و اهل بیت (علیهما السلام) بر سر من است!


وَ قَالَ عَلَیْهِ السّلام: إنَّ الدُّنیا وَالآخِرَةَ عَدُوّانَِ مُتَفاوِتانِ، وَسَبیلانِ مُخْتَلِفانِ ،

فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنیا وَتَوَلَّاها أبْغَضَ الآخِرَةَ وَ عاداها ،

وَهُما بِمَنْزِلَةِ المَشْرِقِ وَ المَغْرِبِ ،

وَماشٍ بَینَهُما کُلَّما قَرُبَ مِنْ واحِدٍ بَعُدَ مِنَ الآخَرِة،‌

وَهُما بَعْدُ ضَرَّتانِ.


امام (علیه السلام) ( درباره دنیا و آخرت) فرموده است:

دنیا و آخرت دو دشمن ناجور و دو راه جدا ( راه بهشت و راه دوزخ) هستند،

پس کسی که دنیا را دوست داشت و به آن دل بست آخرت را دشمن داشته و به آن دشمنی نموده (از آن چشم پوشیده ) است،

و آن دو مانند خاور و باختر می باشند ،

که رونده بین آن ها هر چه به یکی نزدیک شود از دیگری دور گردد( دلبسته به دنیا هرچه به آن دل بندد همان اندازه از آخرت غافل مانَد،

و دلبسته به آخرت به دنیا بی رغبت باشد) ،

و آن ها پس از این اختلافشان به دو زن مانند که یک شوهر داشته باشند( که هرگز با یکدیگر سازگار نشوند،

چون نزدیکی ودوستی با هر یک مستلزم دوری و دشمنی با دیگری است).*



* نهج البلاغه ،حکمت100 ، ترجمه فیض الاسلام


 

 

 


برچسب ها: هدایت، صدق، تاج بندگی، دنیا دوستی،
[ چهارشنبه 9 مرداد 1392 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ تسنیم مبین ] [ نظرات ]


نگاه هایشان در هم گره خورده بود .....

سکوت بی صدایی همه جا را پر کرده بود...

ناگهان شکوفه لبخند بر لبان مریم شکفت و ملیکا را در آغوش گرفت ...

او را بخشیده بود ،اما به شرطی!

شرطی که دنیا و آخرت دوستش را به باغی همیشه سبز مبدل می کرد....

"شرط من، کلید دوستی باتو ست ... پس ترک آن نه تکرار ..."

قبول کرده بود و شرمندگی در چهره اش نمایان...

عهد بست که دیگر سخن چینی در قاموس او راه نداشته باشد....

هردو دست در دست یکدیگر قدم می زدند و عذر خواهی از فاطمه را مرور می کردند...

و صدایشان در میان هیاهوی بچه های مدرسه محو و محوتر می شد!


وقَالَ عَلَیهِ السَّلَامُ: مَن أَطَاعَ التَّوَانِیَ ضَیَّعَ الحُقُوقَ . وَمَن أَطَاعَ الوَاشِیَ ضَیَّعَ الصَّّدِیقَ.

امام علیه السّلام
(در زیان سستی و سخن چینی ) فرموده است:

هرکه
(در کارها) سستی نماید بهره ها را از دست می دهد.

و کسی که به گفتار سخن چین
(دو بهمزن) گوش دهد دوست (خویش) را از دست می دهد.*




* حکمت 231،ترجمه فیض الاسلام

برچسب ها: صدق، سخن چینی، دو بهم زنی، دوستی،
[ دوشنبه 7 مرداد 1392 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ تسنیم مبین ] [ نظرات ]
چهره اش غرق شادی بود، هنوز باورش نمی شدکه قصر حقیرش میزبان قدم های بزرگ مردی از تبار نور و معجزه باشد....

آن شب قرار بود مُهر بزنند بر عهدنامه ای که از همه دنیا برایش بیشتر می ارزید....

حاضر بود همه چیزش را بدهد، حتی پادشاهی اش!
                                                     
**********

صورتش را نمی دیدم ......

هیبتش تمام چشم های مرا پرکرده بود....

هاله ای از نور داشت که مرا مجذوب خود می کرد و کنجکاوتر به دیدارش....

هنوز غرق در این افکار بودم ....

که صدایی مرا به خود آورد... " امام حسن (ع) با شما سخنی دارند."

و من مات و مبهوت نظاره گر بودم گویی مُهری بر لبان و ریسمانی بر دستانم مرا از صحبت و حرکت وامی داشت...

فرمود:" به عهدی که با ما بسته اید عمل کنید ! عــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــل!

طنینِ خوش صدا درقصر پیچید و هردم بلندتر از پیش تکرارمی شد...

حال شادی چهره و لبخند لبانش به تلخی و عبوسی کشیده بود ........

دست ها سری سنگین را در میان گرفت که تاب ماندن در جای خویش نداشت....

وچه سراسیمه از رویایی ناب برخاستم گویی حقیقتاً آن را زندگی کرده بودم...

حقیقتی که تمام روز مرا به شمارش عهد هایی گذراند که آیا عهد بسته را.............؟


وَ قَالَ عَلَیهِ السَّلَامُ: اعتَصِمُوا بِالذَّمَمِ فِی أَوتَادِهَا.

امام علیه السلام
(درباره عهد و پیمان) فرموده است: میخ های عهد و پیمان ها را بگیرید.

(در حفظ و وفای به آن ها بکوشید،یا آن که شرایط عهدو پیمان را محکم و استوار نمایید، یا با

 وفادار پیمان بندید نه با کسی که
شایسته نیست مانند کفار و منافقین، زیرا ایشان به

عهد خود وفا نمی کنند چنان که در قرآن کریم(سوره9 آیه 10 ) می فرماید: " لا
یَرقُبونَ فِی

مُؤمِنٍ اِلّاً و لا ذِمَّةً "ایشان درباره اهل ایمان و مراعات حق خویشاوندی و عهد و پیمان را

نمی نمایند).*


*****

وخداوند چه زیبا فرمود: مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم
مَن قَضی نَحبَهُ

وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبدیلاً **


*  حکمت 147 نهج البلاغه ، تر جمه فیض الاسلام

** سوره احزاب، آیۀ 23 ، قرآن الکریم

ادامه مطلب برچسب ها: عهد، صدق، وفا، عمل،
[ پنجشنبه 3 مرداد 1392 ] [ 11:17 ق.ظ ] [ تسنیم مبین ] [ نظرات ]

کاش بوی صداقت می داد،ادعاهایمان...

[http://www.aparat.com/v/JPYON]


برچسب ها: صدق، ادعا، امام زمان، کلیپ،
[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ فرزانه همت ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تاحالا شده همه ی دغدغه ات پیدا کردن یه شاه کلید باشه؟
شاه کلیدی که اجازه نده هیچ وقت پشت در بسته ای بمونی؟
ما دنبال همون شاه کلید می گردیم!
از خیلی ها پرسیدیم،
خیلی جاها رفتیم،
تا این که نقشه ی گنج رو پیداکردیم!
تنها کتابی که میشد بهش اعتماد کرد،قرآن!
اما این اول راه بود،
این کتاب همه ی کلیدا رو داشت،
اما بعضی جاهاش رو نمی فهمیدیم،
پس دوباره گشتیم،
این بار کتابی رو پیدا کردیم که همه چیز رو درباره ی نقشه ی گنجمون میدونست!
بهش میگن:ترجمان قرآن،
کتابی که فصاحتش همه رو شکفت زده کرده،برای همین اسمش رو "نهج البلاغه"گذاشتن..
از توی همین کتاب بود که فهمیدیم،کلیدی که دنبالش می گردیم"صدق"نام داره!
حالا داریم توی این کتاب می گردیم...
هنوز دقیقا نمی دونیم این کلید چه شکلیه؟
کجاها کاربرد داره؟
واقعا تا به حال در بسته ای رو برای کسی باز کرده؟
خیلی خوشحال میشیم شما هم جزو اون دسته کسانی باشید که به ما توی پیدا کردن "کلید نجات" کمک کردن و میکنن ...
واین قصه همچنان ادامه دارد!
نظر سنجی
نظر شما درباره "کلید نجات"چیست؟








آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :